بسم الله الرحمن الرحیم
پیام صادق
    

منبررفتن برای یک طلبه مانندبیماردیدن یک پزشک است.مهمترین وظیفه یک پزشک دردرجه اول معاینه ومداوای بیماراست.اگرچه که ممکن است کسانی علوم پزشکی خوانده باشند،ولی به غیرازمعاینه بیماربه کارهای دیگری مشغول باشند،اماآنچه که توقع می رودوآنچه متبادربه ذهن است ،این است که پزشک وظیفه اش رفع مرض جسمانی یک بیماراست.جوانی که مسیرزندگی خودرابه سمت وسوی حوزه علمیه سوق می دهد،قبل ازاینکه به فکرحرفه هاومشاغل گوناگون مربوط به یک روحانی بیندیشد،می بایست که دردرجه اول به تبلیغ ومنبررفتن توجه داشته باشد.

اول این بحث مشتاقم که این  نکته راگوشزدکنم که منظورازمنبررفتن،صرف معنای خاصش نیست،یعنی مخاطب فکرنکندمنظورازمنبررفتن ، یعنی بالای یک چهارپایه چوبی ،درمسجدیاحسینیه رفتن است؛خیـــــــــر؛منظورازمنبررفتن یعنی ارشادمردم،حال ممکن است این ارشادبربالای منبرچوبینی باشدو یا این ارشادبرای یک جماعتی ازدانش آموزان درکلاس درسی باشد،ممکن است این ارشادبه روشهای سنتی درمسجد ویاحسینیه ای باشد ویاممکن است به روشهای مدرن درفضای اینترنتی باشد.

اما مهم آن حسی است که بایددروجودهرطلبه ای باشد،وبالاترین وظیفه خودراارشادبداند.نسبت به کمبودهای معنوی وانحرافات وبدعتهای درجامعه دغدغه داشته باشد.طلاب جوان که مهمترین وظیفه شان "به گفته بزرگان"تحصیل وفراگیری مناسب علوم اسلامی است،درکناراین وظیفه خطیر،برنامه ریزی کنندوبه فکرمشکلات معنوی جامعه باشند.خدارحمت کندبزرگ عارف زمانه ما،مرحوم آیةالله العظمی بهجت را،علی ما نقل ،ایشان فرموده بودندکه اگرطلاب یک سال تبلیغ رارهاکنندوبه تبلیغ نروند،چیزی ازاسلام باقی نمی ماند؛

بسیاردرجمع طلاب ورفقابه بحث نشسته ایم،که چرابایدبسیاری ازروستاهای کشورماازوجودروحانی محروم باشند؟چرابسیاری ازروستاهای ما ،حتی درایام تبلیغی نیزازوجودروحانی محرومند؟چرابسیاری ازاوقات مدارس سطح شهرستان ها بایدازوجودیک روحانی جهت آشنانمودن دانش آموزان بااحکام الهی و مسائل اعتقادی محروم باشند؟وهزاران چرای دیگر....

خب درمقاله "تبلیـــــــــــــغ"به بعضی ازکم لطفی هاکه ازطرف سه ضلع"روحانی-میزبانان-نهادهای اعزام مبلغ"صورت می گیرد،اشاره نمودم.

امادراین مقاله درصدداین هستم که به بعضی ازاخلاقیات ورفتارهای اجتماعی که می بایست ازطرف یک مبلغ رعایت شود،اشاره نمایم.قبل ازهرچیزتأکیداین نکته که "شخص حقیرقبل ازهرکسی می بایست این نکات رارعایت بنمایم"ضروری است واین نکات ازباب مباحثه ودریک فضای دوستانه مطرح می شود.

۱-طلاب می بایست درانجام امرتبلیغ قبل ازهرچیزی جنبه اخلاص ونیت خدائی خودراتقویت بنمایند؛اینکه درچه مکانی ،باچه جمعیتی ، باچه نوع مستمعینی ،و ...بنده به امرتبلیغ بپردازم برای من مهم نباشد؛متأسفانه گاهادرمیان ماطلاب دیده می شودکه برای به تبلیغ رفتن ،حال روستاباشد ویاشهر،مسجدباشدویامدرسه،بسیارمهم است که جمعیت کمترازفلان رقم نباشند،مسجد،مسجداصلی منطقه باشد،غالب مستمعین اهل علم وفرهنگ باشندو....؛خدارحمت کندمرحوم آیةالله حاج شیخ غلامرضافقیه یزدی،دراحوالات ایشان است که برای امرتبلیغ دین به وسیله چهارپابه این روستا وآن روستا،بامشقت های فراوان سفرمی نموده است وخطاب به مردم می گفته است:تااینجامن آمده ام برای نقل سخن خداوپیغمبر،شمافقط ازخانه هایتان تا مسجدبیائید.این روحیه روحیه اخلا ص واین نیت نیت خدائی است،وشمابهتر می دانیدکه انسانی که باخدامعامله کند،مزدواجرش نیز عندالله است! برای مامهم تبلیغ دین خداباشد،خداشاهداست که برای یک طلبه هیچ چیزی لذت بخش ترازاین نیست که بداندبه واسطه تبلیغ دینی که انجام داده جوانی رابه حکم الله آشناساخته است،ویاتوانسته مسائل اعتقادی را"باتوجه به هجوم ناجوانمردانه دشمن درامرشبهه افکنی"برای شخصی تعریف وتوضیح بدهدویاحتی ممکن است که برای پیرمردی که پنجاه سال مسئله شرعی راغلط فهمیده است،به صورت صحیح مسئله رابیان نماید؛البته تمام این نکات باتوجه به این نکته است که درتمامی حالات وهمه شرائط،می بایست که عزت طلبه وروحانی حفظ شود؛ منظورنیت خالص وانجام این وظیفه خالصآلوجه الله است؛

اینکه چه جمعیتی برای صحبت مابه مسجدبیایند،برای مامهم نباشد،خداحفظ کنداستادجلیل القدرماراکه می فرموددرامرتبلیغ هرچقدرمخاطب کمترباشدشمامی توانیدکیفیت کاررابالابرید؛درروستائی که پنجاه نفراهل مسجدونمازوعبادت هستندبه راحتی می توان درایام تبلیغی قرائت نمازشان راتصحیح نمود،امادرروستائی که مخاطب پانصدنفراست کاردشوارتراست.غرض اینکه درهرحالی به نیمه پرلیوان توجه کنیم.اینکه درچه مکانی ودرچه محله ای ویادرچه مسجدی به امرتبلیغ می پردازیم برای ما مهم نباشد"البته ناگفته نماند،اگرمی دانیم توانائی ما درحدواندازه اداره وتبلیغ درمسجدبزرگ ومهمی نیست نبایدقبول نمائیم،زیرااین هم برای ماسرخوردگی می آوردوهم نتیجه مطلوبی برای مستمعین ندارد".بسیاری ازاوقات مسجدحاشیه ای ویاحسینیه کوچک برای طلاب مخصوصاطلابیکه سالهای اول تبلیغشان است بسیارمناسبتراست،ازاین جهت که درصورت "تپق"زدن وبه اصطلاح امروزی تر"سوتی دادن"تبعاتش برای خودطلبه کمتراست.دراینکه مستمع چه نوع مستمعی است،باسواداست یابیسواد،چندکلاس درس خوانده است وچه مدرکی دارد،هم نبایدبرای مبلغ مهم باشد؛فقط همین راهمیشه بدانیم که تبلیغ وآشنانمودن مردم بی سوادوکم سوادازجهت دشواری کار،قطعاعندالله ازاجربیشتری برخورداراست،چراکه فرمود"افضل الاعمال احمزها"؛

۲-دربرخوردبامردم درروستاویاشهرودربرخوردبادانش آموزان و...،جنبه اعتدال رارعایت بنمائیم.بسیارشنیده ایم که مردم تصورات خاصی نسبت به یک روحانی ویک طلبه دارند؛یک جوان ویایک فردی که درطول عمرش باروحانی حشرونشرنداشته است،درذهن خودازیک روحانی یک فردبه شدت مقدس ساخته است.درصورتیکه برخوردنامناسب وخلاف عرف وخلاف مروتی ازیک روحانی ببیند،درذهن خوددچارتناقض می شودوچه بسادیداونسبت به روحانیت وحتی نسبت به دین تغییرپیداکند.مولاناأمیرالمؤمنین فرمودند:خیرالامورأوسطها؛بهترین کارهاآن کاری است که برپایه اعتدال ومیانه روی باشد.اگرشوخی می کنیم،خدائی ناکرده این شوخی موجب وهن روحانیت نشود،چراکه ماسفیرنهادمقدس روحانیت هستیم.اگربرخوردبدی باما می شود،تاجائی که ممکن است کظم غیظ کنیم،وصبورانه برمسئله فائق آئیم،اگرلازم بودتذکری داده شودباخوشروئی داده شود.ازرفاقت های افراطی درمحل تبلیغی وارتباط بایک شخص خاص به شدت اجتناب شود.مردم دوست دارندکه یک روحانی باهمه آنهاهمنشین شودوهمه بتوانندازمحضراواستفاده کنند.

۳-مطالبی که درایام تبلیغی درصددبیانشان هستیم،حتمابایدبانوع مخاطب سازگارباشد. اگرمخاطب جوان است،مطالبی برای اوبگوئیم که "بیشترنگاه به آینده کند"زیرااونگاهش به آینده است.اگرمخاطبان مابیشترپدران ومادران جامعه هستند،مطالبی که برای اومناسب است بگوئیم.اگرمخاطبمان بیشترزنان هستند،دررابطه بانقش زنان ووظائف زنان صحبت کنیم و...

۴-ازطرح مسائل سیاسی به شدت اجتناب کنیم؛بلی مایک انقلابی داریم،یک رهبری داریم که درجای جای تبلیغ می توانیم آنهاراتبلیغ بنمائیم که اتفاقابه نظربنده این هم ازجمله وظائف طلاب است.امااینکه سلیقه شخصی ویاتفکرحزبی خودمان رادرمنبروحوزه تبلیغی ترویج دهیم کاری است که عواقب ناخوشایندی دارد.

۵-دراستفاده ازکتب منبع،سعیمان براین باشد که کتب معتبروجاافتاده مورداستفاده قراربگیرد.ازنقل فتاوای شاذ ونادر علماءومراجع خوددرای کنیم.چراکه نظرفقهی فقیه محترم وبرای مقلدینش معتبراست،اما فتوائی که ممکن است موردسوءاستفاده قراربگیردرانقل ننمائیم.

۶-نوع لباس پوشیدن،نظافت ،ورفتارهای شخصی ما،به شدت زیرذره بین اهالی محل تبلیغ است؛پرهیزازرفتارهای ساختارشکنانه وپرهیزازتلبس به البسه ای که طلبه را انگشت نما می کند،ضروری به نظر می رسد.همانطوریکه عدم مرتب بودن سرووضع لباس وتواضع های غیرعزتمندانه همان مقدارمضراست؛

۷- رعایت اعتدال درهنگام اقامه نمازجماعت؛همانطورکه شمابهترمی دانید،مستحب است درنمازرعایت حال اضعف مأمومین بشود؛این بدین معنانیست که نمازراآنقدرتندبخوانیم که نمازگزاران به رکوع وسجودمانرسند.به این معناست که مثلاازگفتن ذکرهای مستحبی دررکوع وسجودخودداری شود،ودرقنوت دعای کوتاه ومختصری قرائت شود.اذکارمستحبی وادعیه طولانی باشدبرای خلوت های خودمان.بله اگرمی دانیم که مأمومین به اصطلاح اهل حال هستندومشکلی برای ایستادن درنمازجماعت ندارند،می شودنمازرامقداری طولانی نمود.مخصوصادرنمازمغرب وعشاءماه مبارک رمضان،که مؤمنین روزه داربوده اند،رعایت این نکته که نمازراطولانی نکنیم ضروری است؛پس نه نمازراآنقدرتندبخوانیم که نفس مأمومین رابگیریم،ونه آنقدرطول بدهیم که ضغفای نمازگزاران اذیت شوند.

۸-احترام به شخصیتهای منطقه؛حال کدخداباشدیایک روحانی باشدیاهرکس دیگر.بایدبه این نکته توجه داشته باشیم ،که بزرگان وریش سفیدان درمناطق مختلف،مخصوصاروستاهاوشهرهای کوچک ازحرمت واحترام خاصی برخوردارند.مخصوصااگریک روحانی درآن منطقه حضورداشته باشدوبالأخص اینکه آن روحانی پیروفرتوت باشد.فلان فردروستائی، که درقم وشهرهای دیگر نبوده تا انبوهی ازعلماءوبزرگان دینی رادیده باشد؛اوفقط وفقط روحانی محله خودرادیده است واورابسیارقبول داردوحتی بعضابرروی اوتعصبات غلط هم دارند.بنده سه چهارسال پیش درایام دهه اول ماه محرم الحرام به یکی ازروستاهای استان فارس رفته بودم.آن روستایک روحانی داشت که فوت هم شده بود؛ازقضابنده آن روحانی راکامل می شناختم ازلحاظ تقوی بسیارعالی بود،ازلحاظ علمی بسیارمعمولی بود .روزی یکی از اهالی روستا درمعرفی این شخص درجمعی می گفت :(بله حاج فلانی"روحانی مرحوم"درقم به انتهای مدارج علمی رسیده بودومثل ایشان درقم پیدانمی شد).خب این مسأله برای ما مشخص است که درقم مراجع معظمی هستندکه هیچ وقت هم ادعانمی کنندبه انتهای مدارج علمی رسیده اند،اماآن شخص روستائی چه می فهمد.فلذانبایدعکس العملی نشان داد،وگذاشت تااحترام شخصیتهای محلی حفظ شود.

۹-سعی کنیم درایام تبلیغی صرفا به امرمنبررفتن اکتفانکنیم؛بسیاری ازمردم هنوزقرائت نمازشان اشتباه است،بسیاری ازمردم درامورابتدائی شرعی اشکال دارند،بسیاری ازمردم نمازرابه درستی به جانمی آورند...یک طلبه نسبت به این امورمی بایست دغدغه داشته باشد.این هم به این معنانیست که تمام وقتمان رابگزاریم نمازتصحیح کنیم.می توانیم درروستاویامحله ابتداکسانی راکه قوت یادگیریشان بالاتراست رابیاوریم ونمازشان راتصحیح کنیم سپس آنهاراجهت این امردرمنطقه فعال نمائیم.برگزاری کلاس احکام ویاگفتن احکام شرعی پیش ازخطابه اصلی ومنبرلازم است.دربیان احکام توجه داشته باشیم ازاحکام مبتلاءبه آغازکنیم،نه مثل آن بنده خدائی که خودشاهدبودم درمسجدی که نمازگزارانش غالباخردسالان ونوجوانان بودند،احکام معاملات ومعاملات ربوی رابیان می نمود.درنقل احکام توجه به اینکه بیشترساکنین منطقه مقلدکدام یک ازمراجع معظم هستندضروری است،مثلادراستان فارس غالب مردم،مقلدمقام معظم رهبری وآیةالله العظمی مکارم شیرازی هستند.احکام راطبق نظراین دوبزرگواربیان نمائیم.درهمان روزاول که به منطقه اعزام شدیم به مردم بگوئیم که دراین مدت هرکس سؤالی داردبیایدوبپرسد؛

                                                                                                    ادامه دارد.........



ارسال در تاريخ جمعه بیست و پنجم دی 1388 توسط بنیادی
حاج محمدخاک ره قدم به دنیای مجازی گذاشت......      

درمیان رفقای طلبه ما،حاج محمدویژگی های خاصی داره...اگرچه که به شدت روحیات یک بسیجی مخلص روداره"وروهمین حساب حاجی صداش می کنیم"اماازلحاظ روشن فکری وروشن بینی هم چیزی کم نداره....همونطوریکه علاقه وافرش به فوتبال وفیلم مانع ازتحصیل وتحقیقش نشده....

جوان اهل خطه جنوب که قریب شش سال است بااوآشنائی دارم ودردو سال قبل که اودرحوزه علمیه یزدتحصیل می کردگاه وبیگاه باهم همکلام مسائل مختلفی می شدیم...

                                                  

قطعاوبلاگ تازه تأسیس حاج محمدخاک ره مملوازمطالب مفیدوبه دردبخوربرای همه می تواندباشد....

آدرس وبلاگ:             http://www.bayanalmobin.blogfa.com/



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم دی 1388 توسط بنیادی

                                          

لذت طلبگی از همه لذت‌ها بالاتر است. طلبه باید همت داشته باشد و خواب را رها کرده و در نیمه شب، خود را به معبود وصل کند که‌مزدها در نیمه شب تقسیم می‌شود.
 یک طلبه باید تا آخرین لحظه از آنچه که به دست آورده برای خدمت استفاده کند؛ چون دنیا جای استراحت نیست و معلوم نیست این‌فرصت‌ها دیگر حاصل شود.
در هر حال‌آخوندی، خالی از زحمت نمی‌شود؛ اگر بتوانید تحمل کنید، خداوند عنایت خواهد کرد واین چنین نیست که تا آخر با این گرفتاری‌ها و مشکلات مواجه باشید “ومن یتق اللّه یجعل له مخرجاً و یرزقه من‌حیث لایحتسب‌”طلاق/3‌؛ اگر مشکلات را برای خدا تحمل کنید، انشاءاللّه فرجی خواهد شد و به امید خدا به اجر و مقامات اخروی‌نایل خواهید شد.
دوران جوانی طلبه نقش اساسی در آینده او دارد؛ اگر طلبه‌خود را در آن دوران ساخت و از وقت خود به بهترین وجه استفاده‌نمود، آینده درخشانی خواهد داشت. خوب درس خواندن، کسب‌معنویت، تقرب به خدا و تهذیب نفس مراحلی است که اگر طلبه جوان در همان ابتدای طلبگی در کنار درس خواندن به آن اهمیت‌دهد، موفقیت او حتمی است. ‌ ‌
طالب علمی که دارای استعداد مناسب باشد، با رعایت تقوا، داشتن استاد خوب، تحمل زحمت و پرهیز از تضییع‌اوقات، انشاءاللّه به موفقیت نائل می‌گردد. اگر طلبه از ابتدای امر با جدیت درس بخواند، تقوا را در کنار درس مراعات کند و در کارها رضای خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام را در نظر داشته باشد، کم کم نورانیتی حس خواهد کرد که او را در جهت آینده موفق سوق‌می‌دهد.
در کنار تحصیل تلاش کنید که بعضی از کتب اخلاقی و سیره اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام به‌خصوص اخلاقیات اهل‌‌بیت‌ علیهم‌السلام را مطالعه کنید تا با اخلاق حسنه و نیکو بتوانید علاوه بر تأثیر‌گذاری در جامعه، خود هم از منابع فیض بهره‌مند گردید. لذا در وقت فراغت مطالعه کتبی که در شما اثر مثبت داشته باشد، مانعی‌ندارد، اما از خواندن کتبی که ضایع کردن عمر است بپرهیزید که‌عاقبت خوبی ندارد.
در مجادلات علمی سعی کنید از جاده انصاف و اعتدال خارج نشوید و همیشه و همه جا استدلال و منطق را پایه مباحثات و گفت و شنودهای خویش قرار دهید و همت کنید تا از بروز اعمالی که موجب تفرقه و اختلاف بین مسلمانان می‌شود جلوگیری کنید و ضمن دفاع از مسلّمات مذهب تشیع، در مقابل آنها کوتاه نیایید که مسئولید.
بدون علم، داخل شدن در هر کاری‌پشیمانی دارد، لذا اگر می‌خواهید در آینده موفق باشید، ابتدا باید از نظر علمی پیشرفت‌کنید و کسب کمال نمایید و مسئولیت کاری را که هنوز عاقبت آن را نمی‌دانید قبول نکنید، چون کارهایی که با آگاهی و توجه کامل دنبال نشود، پشیمانی به دنبال دارد؛ لذا اگر با آگاهی کامل و معرفت کافی داخل کاری شدید انشاءاللّه مأجور خواهید بود.
هرکس نسبت به قدرت خود وظیفه دارد برای مذهب‌تشیع تبلیغ کند و کمترین کاری که از عهده یک مومن برمی‌آید آن‌است که مواظب رفتار و اعمال خود باشد و کاری نکند که دیگران به‌واسطه رفتار و اعمال او از مذهب روی بگردانند و خدای ناکرده نظر منفی‌ای نسبت به مذهب در ذهنشان خطور کند که اگر این طور شد همه ما فردای قیامت مسئول خواهیم بود. مومنین باید دقت کافی‌داشته باشند که وهن بر مذهب نشود و به حدیث شریف “کونوا لنا زیناً و لاتکونوا علینا شیناً” وسایل‌الشیعه/12/8 ؛ توجه داشته باشند، و در تمام حالات باید با دقت کامل به‌وظیفه خود عمل نماییم تا بتوانیم الگویی خوب برای دیگران باشیم و آنان به‌واسطه اعمال ما به دین رغبت‌پیدا کنند‌.
با عزاداری، مظلومیت اهل‌بیت علیهم‌السلام را زنده نگاه دارید و با تمام وجود از مظلومیت آنها دفاع نمایید و از کلمات بزرگانی که به واسطه آنان شعائر تقویت شده و همواره مدافع‌آن بوده‌اند الگو بگیرید و با شرکت در مجالس و دسته‌های عزاداری‌به وظیفه خود عمل کنید که فردای قیامت اجر و ثواب نصیب شما خواهد شد.
طلاب در مقابل نام اهل‌بیت علیهم‌السلام با تواضع و فروتنی کامل، بهترین الفاظ و القاب را به کار ببرند و با عرض ادب و اخلاص، ارادت خود را به آن خاندان ابراز دارند و در مقابل آن‌بزرگواران خود را هیچ حساب نکنند و درصدد آن باشند که همواره‌از مقام شامخ اهل‌بیت علیهم‌السلام دفاع کنند و به مردم یاد دهند که شأن و منزلت اهل‌بیت علیهم‌السلام به حدی است که رضای خدا تحقق نمی‌یابد مگر به رضایت آنان.
برخی از ادعیه و زیارات با زحمت و جهاد به ما رسیده است. ما همیشه در زمان تقیه زندگی کرده‌ایم و شیعیان در طول تاریخ در فشار بوده‌اند و ادعیه و زیارات سینه به سینه به ما نقل‌شده است و مضامین اکثر آنها در روایات موجود می‌باشد. اگر به‌بعضی نسخ خطی مراجعه کنید پی می‌برید که آنها مجبور بودند بعضی از فقرات ادعیه را حذف یا محو کنند تا بتوانند به دیگران‌برسانند. نسخه‌ای از زیارت عاشورا که از نظر سند و متن ثابت است و زمان آن به‌شیخ طوسی برمی‌گردد و شامل تمام فقرات زیارت می‌باشد، لذا جای شکی در آن نیست و هم‌چنین عمل علمای‌بزرگ و مجرب بودن زیارت، در اثبات آن کافی می‌باشد. ‌ ‌
زیارت عاشورا پلی است به‌سوی استجابت دعا و ارتباط معنوی با پروردگار متعال و برائت‌جستن از اعداء اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام، لذا کسانی که در خصوص زیارت عاشورا تشکیک می‌کنند، از لذت عبادت به دورند و طعم‌شیرین عبادت را نچشیده‌اند؛ دستگاه سیدالشهداء ‌امام‌حسین‌ علیه‌السلام سفینه نجات است. متوسلین و عزاداران واقعی‌سیدالشهداء در آخرت در بهترین مکان‌ها منزل خواهند کرد. ‌ ‌
بنابراین بر خواندن زیارت عاشورا مداومت کنید. لذا آنان که به خواندن‌زیارت عاشورا استمرار دارند، اثر خواندن این دعا را دیده و می‌بینند. زیارت عاشورا یادآور مصائبی است که بر اهل‌بیت علیهم‌السلام گذشته و هر کس به واسطه این‌زیارت به اهل‌بیت علیهم‌السلام توسل کند، مأجور است و انشاءاللّه گره‌کارهایش باز خواهد شد و در این دنیا اثر خواندن این دعا را خواهد دید. بدانید که ادعیه مشهور از جمله زیارت “جامعه”، و دعای “توسل”، و حدیث “کساء” و... مجرب هستند و وسیله‌ای برای ارتباط با پروردگار، به شمار می‌روند. بر آنها مداومت کنید که اثر آن را در همین دنیا خواهید دید.
هر کس بخواهد در آخرت خشنود باشد و حسرت نخورد، باید به معنای واقعی حسینی باشد، لذا هر گامی برای امام حسین‌ علیه‌السلام بردارید، اجر و ثواب دارد. حفظ شعائر سیدالشهداء علیه‌السلام مصداق بارز “من یعظّم شعائراللّه فانها من تقوی القلوب” حج/32 ؛ است و حقانیت تشیع موقوف بر واقعه کربلا است. امام حسین‌ علیه‌السلام هرچه داشت در راه خدا فدا نمود، شما هم تا آنجا که می‌توانید مجالس و دسته عزاداری را با شکوه برگزار کنید که انشاءاللّه عزادار امام حسین‌ علیه‌السلام محشور شوید.”
ما باید بدانیم که هدایت مردم در دست ما طلاب است لذا باید طریقه ابراز ارادت و محبت و برگزاری مجالس عزا و ابراز احساسات در مقابل مظلومیت اهل‌بیت علیهم‌السلام را به آنان تعلیم دهیم و باید تفهیم نماییم که گریه علاوه بر این‌که در مقابل مظلومیت اهل‌بیت علیهم‌السلام ادای وظیفه است، ذخیره‌ای بسیار گرانبها برای قبر و قیامت است؛ زیرا چشمی که بر مظلومیت اهل‌بیت علیهم‌السلام گریه کند، در آخرت گریان محشور نخواهد شد. ما تا فرصت داریم باید در دنیا برای خود ذخیره داشته باشیم و از جمله بهترین ذخیره‌ها اشک ریختن در مظلومیت اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌باشد و امید است که به برکت این اشک‌ها خداوند رحمی نموده‌و ما را در آنچه تقصیر کرده‌ایم ببخشد و توفیق دهد. آن باشیم که او دوست دارد.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته


ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و یکم دی 1388 توسط بنیادی
      

تابستان گذشته توفیق شدبه همراه جمعی ازطلاب یزدی وکرمانی وبندرعباسی به مکه مکرمه ومدینه منوره مشرف شویم.بعدازسالهاانتظارواشتیاق ،آن هم باجمع طلبگی، سفری پرفیض ومعنویتی نصیبمان شده بود.اگرچه که بنده همیشه معتقدبودم که سفرمکرربه عربستان ،مخصوصاسفر"تمتع" پسندیده نیست،اما ازشماچه پنهون بعدازاین سفرازخداخواستم که تاجائی که جاداره هرسال مارو بطلبه.اما آن چیزی که همیشه درذهن مابودخباثت وهابیت وعنادآنهاباایرانی هاوشیعه هابود.به قدری این مسأله درذهن ما جاافتاده بودکه خودرابرای هرنوع اتفاقی آماده کرده بودیم،مخصوصاکه یکی ازرفقای مادریکی دو سال قبل درعربستان به زندان افتاده بود.منتهاآنجاکه رفتیم دیدیم وهابیت همان اندازه خباثت ولجاجت داردواما خودشیعه ها هم گاهاپابردم سگ می گزارند!ازباب مثال یکی ازشیعیان رابه جرم اینکه درپشت قرآن های موجوددرمسجدالنبی فحش به خلفای ثلاثه اهل سنت نوشته بود،به زندان انداختند.خب این چه کاری است؟آیاتبلیغ معارف شیعه است؟آیاشجاعت شیعه است؟نه؛این نه تبلیغ است نه شجاعت بلکه بی منطقی شیعه رابرای یک انسان بیطرف می رساندکه بین شیعه وسنی که اختلافات شدیدکلامی واعتقادی وجوددارد،شیعه بااین ادبیات خودرانشان دهد.یااینکه مثلابنده عادتم براین بودکه هرروز،آن مدت ساعت مشخصی که درب بقیع بازاست به زیارت ائمه بقیع علیهم السلام بروم.علیرغم اینکه دووهابی خبیث که معروف به پلیس های امربه معروف ونهی ازمنکربودندویک پلیس نظامی درآنجاحضورداشتند،ولی ماکتاب زیارت رابازمی کردیم وزیارت رامی خواندیم،عکس می گرفتیم..خلاصه هرکاری که خواستیم انجام میدادیم.امامتأسفانه عده ای ایرانی که مع الأسف گاها روحانیون هم دربین آنهادیده می شدبااین چندوهابی دهان به دهان می کردند.یااینکه کاری می کردندکه نبایدانجام دهند.مثلااتفاقی که خودشاهد آن بودم، روحانی سی وپنج شش ساله ای،بلندودرمقابل چشم وهابیون گفت:نابودی دشمنان اهل بیت صلوات؛خب جمله ،جمله خوبی است اما مکان مکان مناسبی نیست،اسم این کارراهم نمی گزارندشجاعت،زیرابعدازاینکه این شخص این جمله راگفت،چنان این شیخ رابرخاک کشیدندوباذلت بردندکه حقیقتادلمان به حالش سوخت.چه لزومی داردکه این حرف هارابزنیم درحالیکه فضابرای زیارت فراهم شده است؟یادم نمی روددرچندسال قبل درخیابان سلمان فارسی کازرون دوسه نفرسنی باحالت تکتف به نمازایستاده بودند"درحاشیه پیاده رو"آنقدرمردم به آنهابدوبیراه گفتندوفحش دادندوحتی باسنگ سریکی ازآنهاراشکستند.یعنی اینقدرمانسبت به اهل سنت کینه داریم طبیعی است که اهل سنت هم وبه خصوص وهابیت ملعون به ماکینه داردپس چه بهتروقتی به مملکت آنهامی رویم به جای کارهایی که موجب بی حرمتی به شیعه می شودبه فکرزیارت واستفاده ازوقت باشیم.



ارسال در تاريخ جمعه هجدهم دی 1388 توسط بنیادی

درپی اظهارنظربرادرعزیزدکترخرسندونیزچندتن ازرفقای روحانی"به صورت خصوصی"لازم دیدم دررابطه باتصویرزیرتوضیحاتی بدهم.اینکه چه کسانی باچه انگیزه ای به اینگونه اعمال دست می زنند،برای هیچ کس پوشیده نیست.جریانی که ارتزاق وحیات سیاسی خودرادراختلاف وهیاهووجنجال می بیند،وتوانست باهمین ترفندپیروزانتخابات ریاست جمهوری شود ،لکن امروزهمان جریان حاکم برکشورشده است وبالاترین دستگاه اجرائی این مملکت رادردست گرفته است.همه،ازجمله معترضان به نتایج انتخابات بایدبه عنوان احترام به قانون بااین واقعیت کناربیایند .چهارسال این آقایان به پایان می رسد.منتها چیزی که مهم است این است که انحرافات واشتباهات این جریان بازگوشود.هرکسی باهرتوانی که دارد؛به میزان تریبونی که دراختیاردارد،به اندازه نفوذی که درجامعه دارد.ازقیل وقال این وآن نترسیم وبه وظیفه الهی مان عمل کنیم.نه فقط نسبت به این مکتب نوظهوریافته،بلکه نسبت به تمامی جریانات اگرکسی انحرافی می بیند،بایدبگوید.هنرسکوت نیست هنراین است که مردباشی واظهارنظرکنی وپای عواقبش بمانی"برای آنهائی که می گویند سربی دردسر راچه رابه دردسرمی دهی".انتشارچنین عکسی نیزازاین باب است که بنده به عنوان نگارنده بدون هیچ قضاوتی،قضاوت رابه بیننده بسپارم.اگربخواهم بافحش وناسزاگوئی به این افرادکارراجلوببرم که دیگرفرقی میان ما وآنان نیست.بیننده خوداگربادید منصفانه به قضییه بنگردبرای پی بردن به انحراف این افرادکافی است.انصافا درفضائی که رهبری نظام به شدت به دنبال جمع کردن قضیه است،ونمی خواهدارشدترین مسئولین این نظام درمقابل نظام قراربگیرنداین کارهاصحیح است؟ 

   



ارسال در تاريخ جمعه یازدهم دی 1388 توسط بنیادی
درپی ناآرامی های چندماهه ایران وعاجزماندن دستگاه انتظامی وقضائی ازآرام کردن اوضاع ونیزاشتباه پشت اشتباه صداوسیماکه گاها آب به آسیاب دشمن ریخت،گروهکی باپخش اطلاعیه ای هشدارداددرصورت برخوردنکردن دستگاههای قضائی باسران فتنه درمدت هفت روز،به صورت استشهادی وبابدنهای پاکشان بدنهای نجس سران فتنه راازمیان برمی دارند.درهمین حال دستگاههای امنیتی ازافزایش تدابیرحفاظتی وامنیتی ازسران معترض یعنی"میرحسین موسوی،محمدخاتمی،مهدی کروبی،زهرارهنورد"خبرداد.

اما کسی نیست که ازاین آقایان کاسه داغترازآش سؤال کنددرحالیکه مقام معظم رهبری تأکیدبرپرهیزازخشونت داردوتمام سعی وتلاش خودرابرای جذب سران معترض به کارگرفته است چراشمابایدسرخودوبه خیال خودمقتدرانه کشورراواردبحرانهای جدی وجدیدتری بکنید.پشت سرولایت بودن یعنی نه تندترازولایت ونه کندتربلکه هماهنگ باولایت حرکت نمودن.خدایی ناکرده اگریک شخصیت دراین ایام ترورشود،معلوم نیست که کشوربه چه سمت وسوئی کشیده شود.بایدمنتظرپیامدهای بعدازآن بمانیم.بهترین راهکاردراین ایام این است که همه سرعقل بیایند.همه وهمه...سران معترض برای حفظ نظام کوتاه بیایندوسران دولت وطرفدارانش ازسخنان وصحبتهای تنش زاوحاشیه ای خودداری کنند.آنانیکه برای به رخ کشیدن قدرت خودسکوت اختیارکرده اندبه خاطرانقلاب سکوت خودرابشکنند،همانطوریکه رهبری بارهاتذکردادندکه سکوت عده ای دراین ایام مضراست.این راهی که درپیش گرفته شده است نتیجه ای جزادامه بحران درمملکت ندارد.اگرغافل باشیم ایران هم پاکستان وعراق وافغانستان می شود.هرکسی سربلندمی کندومی خواهدازاین آب گل آلودماهی بگیرد.قدرمقام ولایت رابدانیم وجلوترازایشان حرکت نکنیم .



ارسال در تاريخ پنجشنبه دهم دی 1388 توسط بنیادی

یکی ازمهمترین وظائف طلاب درهمه دوران تبلیغ وانجام رسالت اصلی روحانیت یعنی پیام رسانی صحیح مسائل دینی می باشد.درحقیقت تعریفی که امروز می توان ازتبلیغ کردیعنی طلبه ای درایامیکه بسترفراهم می شود"مثلاایام ماه مبارک رمضان،دهه اول ماه محرم الحرام،دهه آخرماه صفر"به میان مردم "ترجیحامردمیکه درایام سال ازوجودوحضورروحانی بی نصیب هستند"برودوبه کارهای دینی مشغول شود.این کارهااعم ازسخنرانی مذهبی،برگزاری کلاسهای احکام واعتقادات وقرآن...،تصحیح قرائت نماز،برگزاری مجالس دعا،می باشد.

درکل کشورالحمدلله امروزه طلاب بسیاری درحال فراگیری علوم  دینی هستندوعده ای نیزبه حرفه های گوناگونی ازقبیل اقامت بلندمدت درمحل تبلیغی"طرح هجرت"،تدریس درمدارس علمیه،اشتغال درنهادهای نظامی وغیرنظامی و...روی آورده اند.مثلاازباب مثال همین شهرستان کازرون سالانه حداقل بیست طلبه اعزام به قم می کند.اگردرنظربگیریم که این حوزه ازسال 1368،"فعال" شروع به کارکرده باشد،یعنی تاسال 1388چیزی حدودچهارصدطلبه به قم فرستاده است.

خب پس ازلحاظ نیروی طلبه وروحانی بسیاری ازمشکلات حل شده است.

ازآن طرف شهرستان کازرون جزءشهرستانهائی است که روستاهای متعددی داردکه علی مانقل بیش از280روستادرشهرستان کازرون وجوددارد.

قاعدتاتغذیه دینی این روستاهابایدتوسط این طلاب صورت بپذیرد.ازیک طرف طلاب می بایست احساس تکلیف ووظیفه بنمایند،ازیک طرف هم روستاها می بایست اقلیات میزبانی ازروحانی رافراهم کنند.اگرچنین شودمی توانیم این امیدراداشته باشیم که شهرستان ازلحاظ دینی ومعنوی روزبه روزپیشرفت کند.

امامتآسفانه این سطورکه نگاشته شد،درحدهمین نگاشته شدن است.امروزاگرچه که طلاب بسیاری ازشهرستان،درقم ودیگرشهرهای ایران هستند،اما مع الاسف روحیه تبلیغ واحساس تکلیف دربین طلاب درآن حدی که لازم باشددیده نمی شود.فلان طلبه ترجیح می دهدایام ماه مبارک رمضان رادرقم بماندوازسخنرانی ومداحی های سخنرانان ومداحان بنام استفاده ببرد.خیلی اگرهمت کندبه دیارش می آیدامانه برای تبلیغ بلکه برای دیدوبازدید.این یکی ازایرادات کاراست که بنده عمداآنرادربخش اول ایرادات آوردم که خواننده متوجه شودما بی جهت نمی خواهیم کسی رامتهم کنیم،اول ازهمه خودمان راموردانتقادقرارمی دهیم.یعنی طلاب به احساس نیازجامعه توجه لازم راندارند.

اما ایراددوم متوجه میزبانان وروستائیان ومسجدیان می باشد.یک طلبه ای که ایام ماه مبارک ویادهه محرم برای امرخطیرتبلیغ به شهرستان می اید،دوست داردکه فعالیتش،سخنرانیش،برگزاری کلاسهایش مورداستفاده مردم قرارگیرد.نه اینکه فقط شعاربدهیم وبدون توجه به نتیجه کار،صرفابه دنبال این باشیم که "بله مسجدمحله ماآشیخ دارد!"خب لازمه این کاراین است که بانیان مجالس وهیئت امنای مساجد،مقام یک روحانی را"نه مقام حقیقی بلکه مقام حقوقی"برای اهالی محل وشهروروستابیان کنند.که جوان  درایام یک ماهه ویک دهه به دنبال استفاده اکثری ازروحانی باشد.این یک نمونه مهم ازوظیفه میزبان وهیئت امنامی باشد.دراین صورت مبلغ وروحانی هم احساس اثرگذاشتن برمردم که حقیقتابالاترین مزدبه یک روحانی هست راپیدامیکند.

این هم ازجمله وظائفی است که متوجه میزبانان می باشد.اما حلقه ارتباطی بین یک روحانی ویک مسجد،نهادهای اعزام مبلغ می باشد.نهادهائی که امروزمبلغ رااعزام می کنندعبارتنداز:اداره اوقاف،دفترتبلیغات ،سازمان تبلیغات،طرح هجرت وارگانهای نظامی.ایراداصلی واشکال اساسی امرتبلیغ متوجه این ارگانها می باشد.درایام ماه مبارک ودهه محرم به کرات دیده شده است که طلاب مبلغ درشهرستان حضوربه هم رسانده اندوروستاهائی درخواست روحانی داده اند.اما آن نهادی که می بایست طلاب رااعزام کندوظیفه خودرابه درستی انجام نمی دهد.نتیجه این می شودکه روستاهابه دنبال روحانی سرگردانندووقتی دریک مناسبت تبلیغی روحانی نصیبشان نمی شود،به خیال اینکه کمبودروحانی است درایام بعدی بی خیال آوردن روحانی می شوند.وروحانی هم که سرگردان وحیران ازپیدا کردن مکانی تبلیغی است به خیال نبودجادرسنوات بعدی هم انگیزه آمدن راندارد.لذااین حلقه مهم یعنی سازمانهای اعزام مبلغ که اساسابالاترین وظیفه شان همین است،بایدزمینه اعزام مبلغ رافراهم کنند.

چندراه کارکه قطعاکمک به انجام بهتراین امرخطیرمی شود،ازاین قراراست:

1-شناسائی روستاهائی که تقاضای روحانی دارند.مثلابابرگزاری یک جلسه ریش سفیدهای روستاراجمع کنیم وببینیم که کدام روستا"اولامبلغ می خواهد،"ثانیادرچه ایامی می خواهد،(مثلاممکن است یک روستادرایام ماه مبارک رمضان،دهه محرم،دهه آخرصفر،دهه فاطمیه،دهه فجر،روحانی بخواهدولی یک روستای دیگرفقط درایام ماه مبارک روحانی بخواهد.)

2-هماهنگی ارگانهای مذکوردرامراعزام تبلیغ.وقتی حوزه اعزامی مشخص شود،نیازهربخش وروحانیون اعزامی هم مشخص باشد،اعزام مبلغ ازناهماهنگی درمی آید.مثلا اگرسازمان تبلیغات شصت نیرودارد،بخش جره بالاده راتأمین نماید.طرح هجرت اگرپنجاه نیرو داردبخش مرکزی راتأمین نماید.وقس علی هذا..

3-ترتیب دیدن مکانی جهت استقرارمبلغینی که درروستا مکانی برای اسکان ندارند.مثلاحوزه علمیه یامهمانسرا...

4-دلگرم شدن طلاب ازطرف امام جمعه وعلماءشهرستان که وظیفه آماردادن وارائه فعالیتهای  طلاب برعهده سازمانهای مذکوراست.ونیزتقدیرازمبلغ نمونه"باتوجه به نوع فعالیتها"

5-اعزام مبلغ به روستاها ئی که توانائی میزبانی ندارندباتوجه به رفت وآمدطلاب ،تهیه وسیله ایاب وذهاب متوجه سازمانهای مذکورمی باشد.

6-سرکشی وبازدیدازمحل تبلیغی توسط نمایندگان سازمانهای مذکورونماینده امام جمعه.

اینهابخشی ازطرح های بودکه به ذهن حقیررسید.

باامیدبه ان روزی که همه مامبلغ واقعی باشیم.



ارسال در تاريخ چهارشنبه دوم دی 1388 توسط بنیادی

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت