تبليغاتX
"پیام صادق"
این نوشته،نقدکامل سریال لاست نمی باشد،بلکه گوشه هائی ازردپای سیاستهای آمریکائی-اسرائیلی دراین سریال رابیان می کتد.سریال لاست پرهزینه ترین ودرعین حال پربیننده ترین سریال جهان است که ازلحاظ فنی بسیاربادقت وظرائف پیچیده ای تهیه شده است وهربازیگرنمادیک شخصیت واقعی"جان لاک"،یایک دین ومذهب"سعید"ویایک فرهنگ وتمدن "زوج کره ای"می باشد.دررابطه بانقدکامل این سریال تلاشهای فراوانی شده است،امابه واسطه جذابیت بالای این فیلم ممکن است،برخی ازنکات سیاسی این فیلم مغفول بماند.دراین نوشته به بعضی ازاین نکات اشاره می شود.

امروزه یکی ازصنعتهای مهم برای پیشبرداهداف وامیال سیاسی واقتصادی وفرهنگی و... درجهان،صنعت فیلمسازی است.کمپانی های معروف فیلمسازی درسراسرجهان امروزوظیفه ای فراترازانگیزه های اقتصادی صرف دارند،وبه غیرازسرگرم کردن بیننده وتماشاگربه دنبال امیال دیگری هستند.واضح ترین مثالی که دراین مقاله مجمل وکوتاه می توانم بزنم،حادثه یازده سپتامبردرآمریکااست.سال 2000،درپنتاگون، برجهای معروف دوقلوهدف موشکهائی قرارگرفتندکه همین دستاویزی برای حمله به افغانستان شدوبه تبع آن درسالهابعد به عراق وشایدسالهای دیگرکشوردیگری...خب نکته مهم این است که چگونه امریکاتوانست مردم جهان وبه خصوص مردم کشورخودراقانع کندکه این حملات توسط گروهک القاعده بوده است؟درحالیکه شواهدوقرائن فراوانی دال براین مسأله هرروزکشف شده ومی شودمبنی براینکه این اتفاق سناریویی بیش نبوده ست..."البته این سطوردصددتطهیرالقاعده و...نیست".بانگاهی به فیلمهائی که درچندسال آخرمنتهی به هزاره دوم میلادی به معرض دیدبینندگان گذاشته شد، می توان رمزاین آمادگی روحی وروانی مردمان جهان وبه خصوص مردم آمریکاراکشف کرد.درفیلم های مختلفی مهدتوحش آسیامعرفی می شود...ودراین میان آن وحشی هائی که به دنبال آزارواذیت وبه تعبیرامروزی آن تروریسم هستند،مسلمانان معرفی میشوند.ناخودآگاه،وقتی درفیلمهای متعدداین مسأله به تصویرکشیده شد،درذهن مخاطب قضیه به صورت مطلوبی جامی افتد.وقتی قضیه جاافتاد،دیگرسیاستمداران" که ترس همیشگی ازمردم دروجودشان است"،برای انجام سیاستهایشان راه را،هموارمی بینند.

یکی ازسریالهائی که درچندسال اخیر،ذهن مخاطبان رابه شدت معطوف خودکرده است...سریالی به نام لاست"گمشدگان"است.این سریال تاآنجائی که اطلاع دارم ازسال 2002به تصویرکشیده شده است والبته هنوزهم به پایان نرسیده است.سریالی که درپنج فصل بیست وچهارقسمتی باداستانی به شدت جذاب وگیرابیننده راباداستاناتی همراه می کندکه شاید،ویاقطعا،تابه حال درهیچ فیلم وسریالی نمونه آنراندیده است.اگرچه که به نظرمی رسداصل داستان تخیلی باشداما به هیچ وجه این مسأله باعث نمی شودکه بیننده احساس غیرواقعی بودن فیلم رابکند.داستان لاست "به صورت مجمل"ازاین قراراست:هواپیمایی ازسمت استرالیابه سمت آمریکادچارحادثه می شودوسقوط می کند،آن هم درجزیره ای که بسیارمخوف ومشکوک است وبه مرورزمان مشخص می شودکه این جزیره دارای سکنه دیگری هم می باشدوداستان تاآنجاپیش می رودکه این جزیره سیرزمانی داردو...."

این فیلم که به نظر می رسدبااهداف بسیارپیچیده ازسوی صهیونیستها طراحی شده است به زیبائی درصددالقاءآموزه های دینی یهودیان والبته به دنبال اجرای سیاستهای آمریکائی-اسرائیلی است.

اولا دراین جزیره ازهرقاره ای یک نماینده حضوردارد.مثلاازآسیایک زوج کره ای هستند.سعیدشخصیتی است که نمایانگرچهره مسلمانان دراین فیلم است.جـــک"شخصیت اول فیلم"که یک پزشک است نماینده آمریکاوصدالبته قهرمان فیلم است و...

حالانکات پیش پاافتاده ای که دراین فیلم به وضوح دیده می شود رابه اختصارذکر می کنیم:اولانوع چینش بازیگران فیلم به این گونه است که عده ای بازیگران اصلی فیلم هستند"جـــک-کیت-ساویر-جان لاک..."عده ای بازیگران نیمه اصلی فیلم هستند"رز-شوهررز-معلم فیزیک-و..."عده ای هم بازیگرانی هستندکه فقط پشت تصویررفت وآمدمی کنندوهیچ نقش دیگری ندارند...نکته این نوع چینش به نظر می آیدکه این باشد: مجریان این فیلم درصددهستندکه به مردم جهان وبه خصوص به مردم آمریکاالقاکنندکه عده ای عهده داراداره کشورواجرای سیاستهای مفیدبرای مردم هستند...نقش این افرادبسیارتعیین کننده است وبه نفع همه است که تابع این تصمیم گیریهاوسیاستهاباشند...آنهائی که نقشهای نیمه اصلی دارندبه نظرلایه دوم سیاستمداران می رسندکه به نفعشان است حدواندازه خودرابدانندوخودرادرگیرمسائل کلان نکنند...نمی دانم تاچه حدمنظوررامی رسانم...ببینیدوقتی که معلم فیزیک ازجـــک وکیت می خواهد که اوهم برای حمل دینامیت به آن کشتی قدیمی بیاید،خودرادرمسأله ای قرارمی دهدکه به نظرفراترازقدواندازه اوست.نتیجه چه می شود،نتیجه این می شودکه ناگهان دینامیت منفجر می شود،واوازبین میرود.به نظر می رسدکه مجریان می خواهندالقاءکنندکه اگرکسی بخواهددراموری که مابایددرباره آن تصمیم بگیریم دخالت کنند،نتیجه اش نابودی است...واماچینش سوم یعنی آنهاکه فقط درزمینه فیلم رفت وآمدمی کنند،درحقیقت مردم وعوام هستندکه نبایددرامورمربوط به رهبران دخالت کنندوآنقدراین مسأله برای کارگردانان مهم بوده که بسیاری ازاین افرادحتی یک دیالوگ هم ندارند.به نفع این افراداست که مطیع رهبران خودباشند.نتیجه چه می شود؟نتیجه این می شودکه ما،درجای جای فیلم میبینیم که مردم هرجابه حرف این رهبران گوش دادند،ازیک حادثه واتفاق بد،نجات یافتند...

پس به طورخلاصه اولین قدم واولین نقدما به نوع چینش بازیگران بودکه مجریان آنهارابه سه دستی اصلی...نیمه اصلی...سیاهی لشکر"باانگیزه"تقسیم کرده اند.

اماقدم دوم،انگیزه مجریان ازاینکه ازهرقاره ای ویابهتراست بگوئیم ازهرفرهنگی یک شخصیت انتخاب کرده اندواین مسأله تاآنجابرای آنان مهم بوده که ازقطب جنوب هم شخصیتی انتخاب کرده اند"خرس قطبی"چه بوده است؟به نظر می رسدالقاءتئوری دهکده جهانی دراین فیلم قطعی است.این تئوری که سالهاست ازسوی سیاستمداران آمریکامطرح می شود،بالاترین ومهمترین نتیجه اش این است که این دهکده بایدازسوی کدخدائی که بی شک انهم آمریکاست اداره شود.درفیلم به وضوح می بینیم که جک"آمریکائی" نقش رهبری،این گمشدگان رادارد.نوع شخصیت،نوع قرارگرفتن درمیان مرد جزیره"که مثلادربلندی قرارمی گیردوسخن می گوید"نوع اطاعت پذیری مردم ازاو،و...همگی دال براین مدعای ماست،که این جزیره نمادی ازجهان است،حال این جهان اینگونه که درفیلم می بینید،می بایست اداره شود.البته جـــک نیازبه کمک دارد،این کمک هم می بایست ازطرف همه باشدبرای اینکه همه آنهایک دشمن واحدبه نام"دیگران"دارند.حالااینکه مجریان منظورشان از" دیگران " چه کسانی هستند،به روشنی معلوم نیست.شایدبتوانیم بگوئیم که "دیگران "که خطر آنهابرای همه قطعی است وبایدباهمه توان به جنگ آنهارفت،تعبیری ازتروریست باشد.بی شک مهمترین مسأله ای که درسالهای اخیرسردمداران آمریکابرآن تأکیدداشته اند،همین مبارزه باتروریست است.یعنی مبارزه باتروریست مهمترین دغدغه آنهاست.حالاتاچه حداین نظریه درست باشدنمی دانم امالااقل یکی ازاحتمالاتی که می شودبدهیم،همین فرضیه است.خب وقتی دهکده جهانی به تصویرکشیده شد،وظیفه همه هم تبیین شدورهبری به آمریکائی هارسید،وبقیه کشورهاموظف به همکاری باآمریکاشدند،برای مبارزه با"دیگران"،نزدیکترین چیزبه واقعیت درخارج ازفیلم ودرواقع همین تروریست است که درده سال اخیربیشترین هم وغم آمریکائی هابرای مبارزه باآن بوده است...یعنی درحقیقت این فیلم دادمیزندکه "های ملتهای جهان بیائیدبرای مبارزه باتروریسم"دیگران درفیلم"باآمریکاهمکاری کنید"

نکته دیگراین است که این "دیگران"که درفیلم،بیننده بعنوان شخصیت منفی میشناسد،مشخص نیستندکه چه کسانی هستندوبیننده تصاویرمبهمی ازآنان درذهن دارد.یعنی نمیداندکه این"دیگران" چندنفرند،مقرانهاکجاست،هدفشان چیست،و...شایداین بدان جهت باشدکه مجریان می خواهنداوج خطرناکی تروریستهارا"البته طبق فرضیه ای که بگوئیم "دیگران"نمادتروریست است"به بیننده بفهماند.

اما این فیلم دارای یک ویژگی منحصر به فردنسبت به سایرفیلمها می باشد،وآن اینکه هربازیگراین فیلم گذشته اش به تصویرکشیده شده است.یعنی دراپیزودهای مختلف وبه اقتضای نقش بازیگری درهراپیزودزندگی گذشته اوبه تصویرکشیده می شود...مثلاجـــک  دکتری بوده که باپدرخودمشکلاتی داشته است...هارلی کسی بوده که به خاطرروان پریشانش درتیمارستان بوده و...اما،ما به اقتضای نوع نقدمان به گذشته دوشخصیت این فیلم می پردازیم،سعیدوساویر.

سعیدوساویردرلاست

سعیدکسی بوده است که درارتش عراق فعالیت می کرده است ویک شکنجه گرحرفه ای بوده است.خب اینکه تنهامسلمان وتنهاعرب این فیلم یک شکنجه گراست،خودبه اندازه کافی اسلام راباچهره زشت معرفی مینماید.اما نکته مهم این است که این سعیدبعدازمدتی به استخدام سازمان جاسوسی آمریکا"سی آی ای"درمی آید.دریکی ازاپیزودهاسعیدازطرف سیابه مــصـــربرای جلوگیری ازیک عملیات انتحاری می رود.خوب دقت کنید،مــصـــرمرکزتعلیم علوم دینی درجهان اسلام به حساب می آید!دوست سعیدپس ازسالها سعیدرادرمسجدودرحال نمازمی بینید.این خودنکته ای داردونکته اش این است که بیننده تامسجدویانمازمسلمانان راجائی دید،بداندبحثی ازترورویاعملیات انتحاری است.یعنی دوست سعیدکه مأمورعملیات شهادت طلبانه است ازمسجدبه بیننده معرفی می شود.نکته دیگراینکه علت این عملیات انتحاری رادوست سعید،کشته شدن معشوقه اش معرفی میکند.ناخوداگاه بیننده درذهن خودسؤالی برایش پیش می آیدکه این عملیات های شهادت طلبانه مسلمانان تنهاعلتش کشته شدن معشوقه یایکی ازنزدیکان فردمنتحراست!وبه نوعی انگیزه عملیات های شهادت طلبانه مسلمانان مثلافلسطین ویالبنان که برای دفاع ازخاک خودوبرای دفاع ازدین خود"درحالیکه راهی به غیرازاین ندارد"مجبوربه انتحاراست را،آنقدرتقلیل می دهدتاآنجاکه انگیزه این افرادفقط وفقط شخصی است...اما نکته حائزاهمیت این است که این سعیددرفیلم به عنوان یکی ازشخصیتهای اصلی دردائره رهبری قرارمی گیرد،اما کدام سعید؟سعیدی که یک شکنجه گراست؟یاسعیدی که جاسوس سیا است؟پرواضح است که سعیدی که عوض شده می توانددردایره رهبری قراربگیرد.مجریان فیلم گذشته سعیدرایابهتربگوئیم اعراب ومسلمانان راشکنجه گر،خشونت طلب وناقض حقوق بشر معرفی می کند،اماپس ازآن تلویحااین سعیدویابهتربگوئیم اسلامی که درخدمت آمریکاقرار گرفته است رادردائره رهبری قرارمی دهند.یعنی اگراین اعراب ومسلمانان ان چیزی که ما می خواهیم بشوندمفیدمی گردندومی توانندباماباشند.

اما همانطورکه عرض شد،هرشخصیت درفیلم نمادیک کشورویک فرهنگ است.اما ساویرنمادکدام کشوراست؟برای این که به این جواب برسیم لازم است نگاهی به سرگذشت ساویر،اولاونوع رفتارش درجزیره،ثانیا بیندازیم.ساویرشخصیتی است که درکوچکی موردظلمی قرارگرفته است.فردی به مادروی تجاوزکرده  ومادراوراکشته است وساویرخردسال شاهداین ماجرابوده است.خب ساویراین کینه وعقده رادردل نگه می داردتازمانیکه بتواندانتقام ازآن فردرابگیرد.شماوقتی به زندگی فردی ساویردر"فلش بکها" نگاه می کنیدنوعی آوارگی ومهاجرت دائم اورامی بینید.حال به جزیره می آئیم.ساویرانسانی خشن وبدخلق ومزاحم است.یعنی برای همه نوعی گرفتاری درست می کند.این نکته برای مجریان آنقدرمهم بوده که اولین جائی که ساویر درفیلم ظاهرمی شود،درحال دعوای باسعیداست.به مرورزمان شخصیت ساویرباهمان خصوصیات درفیلم پررنگ ترمی شود.انسانی که موادغذائی وامکاناتی رابرای خودش به تنهائی می خواهد،اهل زورگفتن است،تاجائی که بیننده ازاواحساس تنفرمی کند.اما شخصیت ساویراینگونه باقی نمی ماند،اوپس ازمدتی به عنوان یکی ازمهره های کلیدی فیلم که کم کم شخصیت مثبتی پیداکرده است شناخته می شود.این شخصیت نوع گفتارش که طلبکارانه است،نوع رفتارش که خودخواهانه است،هنوزهست امادیگربیننده اورامنفی نمی نگرد،بلکه اوجزءدائره رهبری شده است.واما درقسمتهای پایانی فصل چهارم وآن زمانیکه هلی کوپتری که حامل چندنفرازافرادجزیره بودسنگین می شوداو"ساویر"بایک فداکاری جانانه نقش یک قهرمان راپیدامی کند.اوخودرابه دریامی اندازدوبه جزیره برمی گرددتاهلی کوپتربه سلامت برود.باقاطعیت نمی توان گفت امابه نظرمی رسدکه مجریان ساویرراسفیروراوی اسرائیل درفیلمشان قرارداده باشند.یهودیان هم زمانی ظلمی به آنهاشده است"هلوکاست"وبه خاطراین ظلم آنقدرکینه ای شده اندکه اگرهرظلمی بکنندکسی نبایدجوابی بدهد.قسمتهای اول فیلم که ساویرمنفی به نظرمی رسدحاکی ازدوران قبل ازتشکیل اسرائیل وآن زمانی است که یهودیان منفورترین اقوام دراروپاوآمریکابوده اندوقسمتهای بعدکه ساویرمثبت می شودبرای زمانی است که اسرائیل تشکیل شده والبته درزمان مثبتی اش هنوزطلبکارانه وخودخواهانه برخوردمی کند،اما همه این ساویرویابهتربگوئیم اسرائیل راپذیرفته اند.

نکته دیگردراین فیلم" البته باتمام نشدن آن هنوزنمی توانیم تصمیم بگیریم که چه مقاصدی درنظرگرفته شده است"اسامی عبری ونامهای یهودی است که برشخصیتهاگذاشته شده است.جیکوب"یعقوب"،بنجامین"بنیامین"،آرون"هارون"ازهمین قبیل است.فعلازوداست نتیجه بگیریم وبایدببینیم درآخراین سریال چه اتفاقی می افتد،امابچه گانه است که فکرکنیم این نوع نامگزاری هااتفاقی بوده است.مخصوصاهنگامیکه "آرون"دریکی ازقسمتهادرگهواره ای ازآب گرفته می شودکه این خودتداعی کننده داستان حضرت موسی(ع)می باشد.

بایدنشست ودیدداستان چگونه پایان می پذیردتاآن موقع بفهمیم هدف مجریان چه بوده است.

نوشته شده توسط بنیادی در جمعه بیست و نهم آبان 1388 |